جایی که می توانم در مالزی خاکستر بزنم

  • توضیح الفبا درباره‌ی مصاحبه‌ی عباس معروفی ...

    2019-3-8 · همه می‌دانند که کتاب‌های من (چه آنها که در بیست سال پیش مجوز گرفته، چه کتاب‌های تازه‌ام) توسط ارشاد به محاق افتاده، و همه می‌دانند که نسخه‌ی قاچاق هر کتابی از عباس معروفی در کتابفروشی‌های سراسر ایران موجود است.

  • اشعار پابلو نرودا | اِکولالیا

    2021-11-9 · با گام‌های سبکی که آهسته آهسته در دریا سفر می‌کنند. به ناگهان می‌اندیشم که می‌توانم ناخن‌هایت را دقیق‌تر به یاد آورم؛ ناخن‌هایی کشیده و ظریف؛ که انگار خواهرزاده‌ی گیلاس‌اند. سپس

  • [ یادآوری ]

    در سقوط خواهد بود - دست‌های مائده - که فقط آمده‌ام اینجا تا - موش بودن هم سخته ها - نمی‌خوام حرف فلسفی بزنم یا بزرگ - چی تو آب‌پرتقالاش می‌ریزه که اینقدر گرونن؟

  • گمگشته

    آنقدر از خشم پرم که می توانم با یک شهر دعوا کنم.می توانم در شلوغ ترین میدان شهر بایستم و فریاد بزنم "ساکت"..... دلم می خواهد تک تک آدم ها را از ذهن خسته ام بکشم بیرون بنشینم روبروشان نقاب لبخند مهربانم را پاره کنم بگویم ...

  • دلیل بازیگر نشدن آزاده نامداری از زبان خودش

    2021-10-10 · وقتی فیلم را می دیدم احساس می کردم اگر مثلا من هم در ۲۰ سالگی ازدواج کرده بودم و مسیر زندگی ام عوض می شد، قطعا در ۳۵ سالگی زنی بودم که مثل آتش زیر خاکستر یک آن به خودش می آید و می گوید سنی از من گذشته و دوتا بچه دارم اما هنوز ...

  • کابوس نامه زمانه ما | آدابکده

    از جایی که ایستاده بودم،حالا آشپزخانه را می دیدم که یکی از پرستارهای صلیب سرخ، زنی سی و هشت- نُه ساله، با شالگردن سفید و لیمویی روی شانه هایش، به پشت روی زمین دراز کشیده و پاهای گشوده اش را از زانو خم کرده بود، طوری که می ...

  • حسین سناپور | آفتاب

    من فقط می‌توانم چند حدس بزنم. یکی این که رمان‌های من تصویر شاید بزرگ‌تری از انواع قشرها و آدم‌ها ارائه می‌دهند و فقط به دو سه نفر یا دو سه قشر محدود نیستند.

  • افسانه عاشق شدن خداي عشق،كوپيد و پسيشه | اسطوره ...

    2009-7-26 · در آنجا که نشسته بود می گریست و به خود می لرزید،نسیمی ملایم از فضای آرام به سویش آمد،نسیم ملایم زفیر که شیرین ترین و دل‌انگیزترین نسیم هاست.او حس کرد که نسیم او را از جای بلند کرد.اکنون که از روی کوه به هوا خاسته بود به ...

  • Saint Anger | مرداد ۱۳۹۲

    هر جایی ممنک است پرسه بزنم where I lay my head is home هر جا که سرم را بگذارم خانه ام است ... باید می دونستی که در اختیار تو بود Don''t cry to me oh baby برام گریه نکن عزیزم Dead end goal for a dead end girl ...

  • اعتراض ورزشکار بریتانیایی به مسئولی که گفت ...

    2021-7-22 · او به برنامه "ساعت زنان" رادیو بی‌بی‌سی گفته است "باید تا جایی که می‌شود در مسابقه لباس سبک ... های زیر خاکستر ...

  • قلعه گنج کجاست؟

    2018-6-24 · قلعه گنج کجاست؟. ماجرای زیستن در جایی که از زمینش آتش می‌روید و از آسمانش آتش می بارد. قلعه گنج شهرستانی است در جنوب استان کرمان، جایی که می‌شود نامش را گذاشت سرزمین فراموشی. جایی که ظاهرش ...

  • شعر های باران خورده .... | شمس لنگرودی

    شعرها می توانم بنویسم با قلبی که آهوان سربریده در آن می تازند. رویاهایم را به من بدهید کاغذم مدادم جوانی انگشت هایم، و به من بگویید نامم را از چه جهت می نویسند. زندان شما حروف الفبا را از یادم ...

  • هاستل چیست و چرا انتخاب مناسبی است؟ • Roma Parvaz

    در بسیاری از سفرهایم معمولا با توجه به شرایط اقتصادی هاستل‌ها را به عنوان اقامتگاه انتخاب می‌کنم. به مجردها و یا کسانی که تنها سفر می‌کنند نیز همواره پیشنهاد می‌کنم که حتی اگر درآمد خوبی دارند بهتر است تا هاستل را حتی ...

  • ورنی‌های برّاق

    کلید که می‌انداختم توی در، یساری ته کوچه خاموش می‌شد. داشتم پله‌ها را می‌کشیدم بالا که مولود خانم در ضد دزدشان را باز کرد. گفت:« چه به موقع برگشتی! شام بیا اینجا.» گفتم سینما خانگی تنهاست.

  • داستان کوتاه «خیابان اج‌مانت» دکتروف

    نداشتم؟ جایی که می‌توانم زن و بچه‌هایم را در آن پناه بدهم، برای من همین معنی را می‌دهد. اما خدا می‌داند که من با دسترنجم وام‌هایش را پرداخته‌ام. هر کاری که می‌شد، کرده‌ام.

  • روز نوشتهای من

    در شهری زندگی می‌کنم که یکی از معروف‌ترین سمفونی‌های موزارت را روی دنده عقب وانت می‌گذارند! شهری که در متن یک موسیقی جیغ می‌زنند و آتوتیون می‌کنند و مجاز می‌شوند که بفروشند و مردم گوش می‌دهند و لذت می‌برند!

  • 7 سایت برتر همسریابی ایران

    جایی که می توانم در مالزی خاکستر را خرد کنم لیست کارخانه های دستمال کاغذی در ایران کتاب اول شرکت مروارید پنبه ریز به عنوان اولین تولید کننده انواع پوشک کامل و نوار بالدار نازک Air Laid در ایران، از سال فعالیت خود را آغاز ...

  • هفت صبح | نظرات سرآشپز عصبانی درباره پنج افسانه ...

    چند دقیقه‌ای از ملاقاتم با «سرآشپز عصبانی» گذشته بود که به این فکر افتادم شاید لقب او کنایه‌آمیز باشد، مثل آدم قلچماقی که رفقایش «کوچولو» صدایش می‌زنند. بر اساس وبلاگ تندوتیز انتقادی‌اش که «دروغ‌ها، تظاهرها و حماقت ...

  • شیخ صادق خلخالی به روایت دخترش

    تا جایی که می‌شد انکار می‌کردم برای اینکه دلم می‌خواست خودم باشم. ... و خیلی هم غیرمنصفانه بود مقاله‌ای بود که از محمد قائد خواندم که جایی در نوشته‌ای به پدر من نسبت دزدی داده بود.

  • داستان زندگی بودا و چگونگی رسیدن به نیروانا ...

    آخرسر قرار شد خاکسترش میان هشت خاندان تقسیم شود و هرکدام از آن ها جایی که خاکستر را دفن کردند یک معبد ساختند. بودا به پیروانش یاد داده بود که در خصوص مسائل مختلف دورهم بنشینند و به اجماع برسند.

  • جایی نرو7

    جایی نرو7. حیاطِ خونه رو با تمامِ توانم دویدم....درِ وروديِ خونه رو بازکردم...چشمم دنبالِ یه نفر می گشت....یکی که همه يزندگیمِ.....فقط یه نفر!کنارِ بخاري نشسته بود و نگران بهم نگاه می کرد....سریع به ...

  • هه هه

    مانده خاکستر گرمی، جایی ؟ در اجاقی- طمع شعله نمی بندم ... همین که می توانم ارغوانی و آبی و زرد و صورتی و قرمز بپوشم... همین رنگ به رنگ کلیپس های موهایم... رنگ به رنگ جورابهایم....

  • عصرونه ها

    دلم می خواهد با کسی حرف بزنم. اما کسی نیست که در جواب غم و غصه هایم، غصه های بزرگتری رو نکند. ... مسئول این غم و غصه ها هم من هستم و تنها جایی که می توانم اندک تاثیری داشته باشم همین ها هستند. ...

  • ملکوت | Archive | در فراق پرويز

    بعضی‌ها هم خوب برای‌شان مهم نیست که دارم می‌سوزم و خاکستر می‌شوم. حرف می‌زنم و با خودم سوگ‌واری می‌کنم، شاید کمی آرام شدم. مردم فکر می‌کنند من نمی‌توانم.

  • واحه ای در دلتنگی لحظه

    جایی که می توانم تمام بغض هایم سالهای دور و نزدیک را بشکنم و باران چشمانم جان را غسل تعمید دهد. جایی که می توانم بی دغدغه در دشتهای سبز و پر آب و علف آن بدون نگرانی از بایدها و نبایدهای این روزگار بی در و پیکر بدوم و ...

  • داستان زندگی بودا و چگونگی رسیدن به نیروانا ...

     · آخرسر قرار شد خاکسترش میان هشت خاندان تقسیم شود و هرکدام از آن ها جایی که خاکستر را دفن کردند یک معبد ساختند. بودا به پیروانش یاد داده بود که در خصوص مسائل مختلف دورهم بنشینند و به اجماع برسند.

  • هر چه می خواهد دل تنگم...

    فقط می خوام یه جایی باشه برای اینکه حرف بزنم، حتی اگه ... کسانی که قصد دارند در مالزی مدیریت موثری بر دیگران اعمال کنند باید از موارد کلیدی مشخصی آگاهی داشته باشند که ممکن است نسبت به ...

  • اگر او بخواهد بیاید؟!...

    یکباره در ذهنم مثل گردبادی می پیچد و سرم را به دوران می اندازد. من از خودم مطمئنم که نمی خواهم انسان دیگری را در رنج زیستن در این اقلیم شریک کنم. تمام تلاشم را کرده ام. حواسم جمع بوده است.

مشاوره رایگان  یا  پیغام بگذارید

کپی رایت © AMC | نقشه سایت

gotop